تو مثه اونا نباش اونا مارو دوست ندارن
تو اتاقشون گله مصنوعی بیشتر میذارن
تو مثه اونا نباش چون زیره بارون نمیرن
مثه لیلی نمیشن توو خوابه مجنون نمیرن
تو مثه اونا نباش اونا وفادار نبودن
محض خاطر کسی هیچ شبی بیدار نبودن
تو مثه اونا نباش اونا شقایق نمیشن
اونا نقشه عاشقو دارنو عاشق نمیشن
تو مثه اونا نباش اونا بهم راست نمیگن
به دله دیوونه هر چی که دلش خواست نمیگن
تو مثه اونا نباش مثله همین حالات بمون
خیلی ارومو زلالو با وفا و مهربون
بذار رویاهام تورو همیشه تزیین بکنن
از روی نته تو خوبیارو تمرین بکنن
تو مثه اونا نباش اونا پرن فراوونن
سر حرفه خودشونم نمیتونن بمونن
تو مثه اونا نباش تا این چشا باز نشه خیس
بگو مثله اونا نیستی هم بگو هم بنویس....
عزیزد دلم...عشق مهربونه ن....تو مثل ادمای بی وفای این دنیا نباش....تو همیشه محسن مهربون و باوفای من بمون....همیشه با همه مثل الان فرق داشته باش...توی قلبه من همیشه تک بمون....بی مانند....بی مثل....بی همتا....تو بهترینمی....مثله ادمای این دنیا نشو...با منه عاشق بمون...مهربون بمون....
نویسنده:
Love-Story-N
ساعت: 12:8 PM
تاریخ: 26 Dec 2009
نویسنده:
Love-Story-M
ساعت: 10:34 PM
تاریخ: 21 Dec 2009
تو کیستی که اینگونه بی تو بی تابم
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم
تو چیستی که من از موج هر تبسم تو
بسان قایق شکسته روی گردانم...
نویسنده:
Love-Story-M
ساعت: 2:29 PM
تاریخ: 19 Dec 2009
روزی که از تو جداشم
روز مرگ خنده هامه...
روز نابودی دستام...
فصل سرد گریه هامه...
نویسنده:
Love-Story-M
ساعت: 2:22 PM
تاریخ: 19 Dec 2009
نمیدانم چه کردم که چنین
کردی؟؟؟
کاش وقتی ازت پرسیدم که چه
شده
است جواب می دادی...
تا چشم گشودم
دوباره شب شده بود!
دوباره مهلتی برای گفتگو نمانده است...
شبت بخیر...
نویسنده:
Love-Story-M
ساعت: 1:27 AM
تاریخ: 13 Dec 2009
نازنينم
دراين سکوت نيمه شب بيشتر از هر وقت ديگري دلتنگ توام...
چقدر
خوب است که من مي توانم هرآنچه را که دلم مي خواهد براي تو بنويسم. من مي
توانم تا آخر عمر به نوشتن براي تو ادامه دهم حتي اگر تو هيچوقت آنرا
نخواني
عزيزترينم
کاش مي توانستم صورت نازنينت را بين دست هايم بگيرم
کاش مي دانستم چه چيز اين چنين صورت زيبايت را غرق اندوه مي کند
چه فکر آزار دهندهاي اينچنين روحت را آزار مي دهد
مهربانم
کاش اجازه مي دادي بار اندوهت را من به دوش بکشم. شانه هاي من قويتر ازآن است که تو فکر ميکني
دلم تنگ است کاش اجازه مي دادي قبل از رفتن صورت زيبايت را غرق بوسه ميکردم
خدا کند اين شب طولاني زود تمام شود.
خدا کند فردا آ ثار غم واندوه امروز از چهره زيبايت پاک شده باشد خدا کند....
نویسنده:
Love-Story-M
ساعت: 12:22 PM
تاریخ: 11 Dec 2009
با تو شعرام همگي رنگ بهاره
با تو هيچ چيزي دلم کم نمياره
وقتي نيستي همه چي تيره و تاره
کاش ببخشي تو خطا هامو دوباره
اي خداي مهربون دلم گرفته
از اين ابر نيمه جون دلم گرفته
از زمين و آسمون دلم گرفته
آخه اشکامو ببين دلم گرفته
تو خطاهامو نبين دلم گرفته
تو ببخش فقط همين دلم گرفته
توي لحظه هاي من شيرين تريني
واسه عشق و عاشقي تو بهتريني
کاش هميشه محرم دلم تو باشي
تو بزرگي اولين و آخرينــــــــــي...
دلم گرفته ای دوست هوای گریه دارم...
نویسنده:
Love-Story-M
ساعت: 12:17 PM
تاریخ: 11 Dec 2009
دلم گرفته آسمون نميتونم گريه کنم
شکنجه ميشم از خودم نميتونم شکوه کنم
انگاري کوه غصه ها رو سينه من آمده
آخ داره باورم ميشه خنده به ما نيومده
دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم
تو روزگار بي کسي يه عمر که دربدرم
حتي صداي نفسم ميگه که توي قفسم
من واسه آتيش زدن يه کوله بار شب بسم
دلم گرفته آسمون يکم منو حوصله کن
نگو که از اين روزگار يه خورده کمتر گله کن
منو به بازي ميگيره عقربه هاي ساعتم
برگه تقويم ميکنه لحظه به لحظه لعنتم
آهاي زمين يه لحظه تو نفس نزن
نچرخ تا آروم بگيره يه آدم شکسته تن
نویسنده:
Love-Story-M
ساعت: 12:14 PM
تاریخ: 11 Dec 2009
درسته من موافقم زندگی زیبا نمیشه
تو فاله بد اقبالیا هیچکی مثه ما نمیشه
اشکای ما هر چقدم با هم دیگه گریه کنیم
اندازه ی یه گوشه ی کوچیکه دریا نمیشه
هر چی منو تو بشینیم شب تا سحر دعا کنیم
فرقی نمیکنه بازم معجزه پیدا نمیشه
ادم اگه عاشق باشه یکی همیشه باهاشه
من عاشقم تو عاشقی عاشق که تنها نمیشه
یه وقتا با خودم میگم که تنها دلخوشیم تویی
دلخوشی که خوش نباشه ادم چشاش وا نمیشه
خیلیا به هر کی بخوان بی درده سر زود میرسن
من و تو خواستیم برسیم میگن که حالا نمیشه
یه چیزی رو خیلی دارم اما به هیچ کس نمیدم
عشقه توئ....اینقدر دارم که تو دلم جا نمی شه
یلدای هر سال که میشه میریم سراغ فال عشق
دردای ما با حافظم دیگه مداوا نمیشه
هیچکی به چشمم نمیاد چه کم بیادو چه زیاد
قده تو هیچکی عزیزم واسم تو دنیا نمیشه
ماهو توی چشمای تو از بس زلاله میشه دید
چشمای هیچکی مثه تو این جوری گیرا نمیشه
سوال کنم جواب میدی؟فقط یه جمله بنویس
بگو که میرسیم بهم؟
اخر میشه یا نمیشه؟
اینجا مینویسم که بهت بگم به یادتم....اما تو برام ننوشتی ...هیچی....مگه به یادم نیستی؟.....
نویسنده:
Love-Story-N
ساعت: 7:32 PM
تاریخ: 8 Dec 2009
اگر چه جای دل دریای خون در سینه دارم
ولی در عشق تو دریایی از دل کم میارم
اگر چه روبه رویی مثل ایینه با من
ولی چشمام بسم نیست برای سیر دیدن
نه یک دل نه هزار دل
همه دل های عالم
همه دل هارو میخوام که عاشق تو باشم.....
تویی عاشق تر از عشق
تویی شعر مجلل
تو قاب قصه از تو
سحر گم کرده شبنم
میخوام تو رو ببینم
نه یک بار نه صد بار
به تعداد نفسهام
برای دیدن تو
نه یک چشم نه صد چشم همه چشمارو میخوام
تو رو باید مثه گل نوازش کردو بوسید
با هر چی چشم تو دنیاست فقط باید تورو دید
تو رو باید مثل ماه رو قله ها نگاه کرد
با هر چی لب تو دنیاست
تو رو باید صدا کرددددددددددددددد
نویسنده:
Love-Story-N
ساعت: 9:21 AM
تاریخ: 3 Dec 2009
سلام...
فردا بهترین روزه زندگی منه اگه گفتین چرا؟؟؟؟؟
تولده نازیه...
آفرین به شما بله درسته فردا دوازدهم آذر روزیه که فرشته روی زمین متولد شده بهترینم عزیزترینم مهربونم نازنینم تولدت مبارک دنیای من اگر توانایی داشتم همه گل های دنیا رو به پاهات میریختم عزیزم... عاشقنه میپرستم و دوست دارمممممممم و برات آرزوی هزاران سال خوشبختی و سلامتی میکنم عزیزم...
اگر توانم در این رو جانم فدایت کنم اگرر توانم همه گل ها به پایت کنم مبارک روزه میلادت عزیزم چیزی جز این جان ندارم که فدایت کنم
نویسنده:
Love-Story-M
ساعت: 6:19 PM
تاریخ: 2 Dec 2009
12 آذر تموم عمر منه
روزه تولد تو زیباترین روزمه
منو دیگه نداری مبارک میلادت
نمیشی تو فراموش هستم هنوز به یادت
عمرت طولانی باشه تولدت مبارک
تو تک ستاره عشق بزن بهش یه چشمک
روز تولدش بود قلبمو هدیه دادم
واسم پسش فرستاد گفت کی میشی آدم؟!!!
قدر تمومه عمرش میدونه دوسش دارم
منو دیگه نمیخواد میه ازت بیزارم
هرچند منو نمیخواد نشه روزش زمستون
آرزمه همیشه هیچ وقت نباشه گریون....
نویسنده:
Love-Story-M
ساعت: 6:7 PM
تاریخ: 2 Dec 2009
عشق اول عشق آخر
اگه امشب در کنارم تو رو دارم
تو رو دارم
پس چرا چشم انتظارم
عشق اول عشق آخر
نکنه خوابم دوباره
نکنه تنهام بذاری بشه قلبم پاره پاره
نکنه هنوز نگفتم که چقد عاشقت هستم
نکنه هرگز ندونی که من تو رو میپرستم
عشق اول نازنینم...
عشق آخر نازنینم...
نویسنده:
Love-Story-M
ساعت: 10:5 PM
تاریخ: 19 Nov 2009
قدم های آخر رو آهسته تر بردار...
واسه من کابوسه فکر آخرین دیدار...
نویسنده:
Love-Story-M
ساعت: 3:56 PM
تاریخ: 17 Nov 2009
دارم از دوریت میمیرم...
تا کنار من نسوزی...
نویسنده:
Love-Story-M
ساعت: 3:46 PM
تاریخ: 17 Nov 2009
چنان دل کندم از دنیا...
که شکلم شکل تنهایست...
نویسنده:
Love-Story-M
ساعت: 3:43 PM
تاریخ: 17 Nov 2009
به گل زرد گفتم،که چرا همرنگ منی
همیشه پریشان و غرق در غمی،
گفت:من عاشق آن کسم که همرنگ
توست،تو عاشق کیستی که همرنگ منی!!!
نویسنده:
Love-Story-M
ساعت: 3:35 PM
تاریخ: 17 Nov 2009
سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني
شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني
آه باران من سراپاي وجودم آتش است
پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کنی....
نویسنده:
Love-Story-M
ساعت: 3:31 PM
تاریخ: 17 Nov 2009
اگه نیایی
می دونم آسمون رنگ چشای تو داره
می دونی شب مهتابی پیش تو کم می یاره
می دونم مرغهای ساحل واسه تو دم میزنن
می دونی شن های ساحل واسه تو جون میبازن
می دونم اگه بری همه اونا دق می کنن
می دونی بدون تو یه کنج غربت میمیرم
می دونم با رفتنت آرزوهام سراب میشه
می دونی اگه نیای بدون تو چه ها میشه
می دونم اگه بخوای می تونی باز تو بیای
تو بیای پا بزاری بازم روی دوتا چشام
نویسنده:
Love-Story-M
ساعت: 2:27 AM
تاریخ: 9 Nov 2009
روزی که میخواستم از شهرمون برم
پیش هزاران چشم تو گریه میکردی
میگفتی با حسرت دیگه برنمیگردی
گفتم که عمر این سفر کوتاهه کوتاهه
گفتی که یاد من همیشه با تو همراهه
گفتم مبادا جای من را دیگری گیرد
گفتی که منتظر نشستن اخرین راهه
حالا که برگشتم با ارزوهایم
دست قشنگه تو در دسته من سرده
میگه نگاه تو کاشکی که برگرده
دل را اگر دادی به دیگری بگو بگو
از من تو پیدا کردی بهتری بگو بگو
دل را به دیگران سپردن خود بود گناه
از دام من خواهی که بپری بگو بگو....
نویسنده:
Love-Story-N
ساعت: 6:46 PM
تاریخ: 7 Nov 2009